فهرست موضوعات

به او بگویید .. – دست نوشته مانی نوروزی

0

به او بگویید.. – دست نوشته مانی نوروزی
من و تو از همدیگه جدا شدیم.این روزهای لعنتی می گذره، این لحظات سخت تنهایی ، این حس تلخ تورو نداشتن و خوشحالی تو که باعشقت هم آغوشی…
تو که دوسم داری،منم که به تو فکر نمی کنم… بیا بازم به هم…..
مدتی بود قلمم رو به جرم نوشتن از تو، به حبس فرستاده بودم. مدتی بود خاموش بودم، ولی امروز خبر رسید قلم با همکاری قلبم از چهار دیواری کمد تو اتاقم خودش رو آزاد کرده…یه لحظه به خودم اومدم و انگشتانم رو در اسارت قلبم دیدم که از ترس تکرار نشدن لمس کردن دستای تو، خودشون رو تسلیم به همکاری با قلم کردند و به دستور قلب، انگشتان قلم رو روی کاغذ به حرکت در آوردند..دست نوشته دیگری از مانی نوروزی.

به او بگویید - دست نوشته مانی نوروزی
به او بگویید – دست نوشته مانی نوروزی

دل لعنتی من چی می خوای از جونم؟ چرا داری دیوونم می کنی؟ اون دیگه رفته…یکمی طاقت بیار….
اون بهت دروغ گفته بود که می مونه، اون بهت دروغ گفته بود که اونو دوست نداره، اون بهت دروغ گفته بود که دوست داره….
می فهمی دلم داره از تو سینم در میاد؟مگه تو احساس نداری؟ چرا نمیفهمی دوست دارم…
بارها و بارها با خودم عهد بستم که دیگه بهت فکر نکنم، که دیگه جوابتو ندم…ولی وقتی نیم ساعت ازت خبر ندارم دست به دامن خدا می شم که دلت برام تنگ بشه
خسته شدم از تنهایی…!
دلم یه عشق می خواد ، یه هم دل ، یه هم صحبت ، یه هم فکر ، یه هم احساس…
دوست دارم مال کسی باشم که اونم فقط مال من باشه.
دوست دارم اونقدر بهم حس داشته باشه که وقتی دلم بغل بخواد خودش دستاشو باز کنه برای به آغوش کشیدنم.
دوست دارم وقتی دلم یه بوسه عاشقونه می خواد میون حرف هام آروم بوسم کنه.
دوست دارم برام دلبری کنه نه اینکه فقط براش مهم باشم می خوام عاشقم باشه.
عاشق بارونم ولی زیر بارون قدم نمی زنم..!
آخه قدم زدن زیر این بارون یه هم قدم می خواد، چند تا انگشت می خواد تا فاصله بین انگشتامو پر کنه، یه صدای آشنا می خواد که سوار صدای بارون باشه…یه هم نفس می خواد که با هرم نفس هاش لبمو لمس کنه..
بس کن !! من عشقتو خواستم ، بهم ترهم نکن ! من همون پسر مغرورم…
اصل میدونی چیه؟
من دوست ندارم… تو عاشق منی
حتی بهت فکر نمی کنم… تو هر لحظه به فکرمی
بدون تو خیلی خوشم… تو بدون من بهت سخت می گذره
چقدر قشنگه این حرف ها….بیا بازم به هم دروغ بگیم…
بقیشو نخون ، حالتو می دونم…طاقت نمیاری..
کاشکی بهت نگفته بودم دوست دارم، همه مشکلات از اونجا شروع شد که تو فهمیدی من دوست دارم…

به او بگویید - دست نوشته مانی نوروزی
به او بگویید – دست نوشته مانی نوروزی

خیلی حرف تو صدام هست ولی این بغض لعنتی نمی ذاره.. داره خفم می کنه…!
بهت نیاز دارم، مثل ماهی به آب ، مثل آفتابگردان به خورشید ، مثل آدم به هوا..
امروز ازت جدا شدم. از عشق تو دست کشیدم.از عشق؟ عشق یعنی چی؟ عشق یعنی خواستن و نرسیدن! جواب من به این سوال همیشه این بود. ولی امروز،حالا، تو این لحظه ، میون این تنهایی حس می کنم سرمای سنگینی این حرفو.. حس می کنم خواستن یک نفرو که نخواد یا نتونه مال من باشه…
حالا که راه ما از هم جداست بذار بگم حرف های این دل لعنتیمو…
بعضی وقتا واسه خودم متاسف می شم ، می دونم یکی دیگه رو دوست داری ولی بازم دوست دارم.می دونم احساست مال یکی دیگه هست ولی با تمام وجود بهت محبت می کنم.
یادته بهم گفتی: من دوسش ندارم،اون مهربون نیست! با مهربونی تو من به مهر اون امیدوار می شم. یعنی تو احساس منو ابزاری کردی واسه رسیدن به اون؟
خیلی سخته قلبت رو آگاهانه تسلیم کسی کنی که میدونی یکی دیگه رو دوست داره ولی این کارو می کنی چون طاقت دیدن ناراحتیشو نداری…
من که شبا تو خلوتم به عکس هات نگاه نمی کنم.
من که شبا وقت خواب چشمامو نمی بندمو تو دلم بهت شب بخیر نمی گم.
من که شبا موقع خواب به یاد تو اون آهنگی که باهاش خاطره داریم رو گوش نمی دم.
من هیچ کدوم ار این کار ها رو نمی کنم…بیا بازم به هم دروغ بگیم.
بسه دیگه چیو می خوای ببینی؟ چشمای خیسمو؟ گریه یه مردُ ؟ تو واسه چی گریه می کنی؟ تموم شد.راحت شدی.از دست من ، از عشق من ، از خواسته هام..خواسته هام زیاد نبود ، فقط خواستم مال من باشی…
همه چی خراب شد، همه چی بهم ریخت…خورد شدنم رو داری به چشم می بینی.ببین من واسه عشقم حتی جونمو می دم ولی هرگز عشقو گدایی نمی کنم. تا لحظه آخر منو همراهت خواستی که آرومت کنم که بهت نیرو بدم که بهت انگیزه بدم که به عشقت برسی..حالا بین تو اون من یه حرف اضافه هستم.نباشم بهتره ، واسه اینه که ازت جدا می شم…دل کندن آسون نیست . برو به زندگیت برس . برو بوسه شب بخیرو به اون بده..
وای خدا چرا قلبم اینجوری می زنه؟ یعنی هنوزم ته دلم می خوام مال من باشه؟ یعنی هنوزم دوسش دارم؟
بسه قلب لعنتی ساکت باش ، هیچی نگو…به اندازه کافی بخاطر خواسته های تو تحقیر شدم…
احساس من غرور من به پای تو تلف شد…
من سوختم ولی خوشحالم که عشق من تلنگری بود به احساسش که به عشقش برسه..
به او بگویید: دیگر «او»های نوشته هایم را به خود نگیرد.از این به بعد «او» دیگر آن «او» نیست. دیگر هیچ «او»یی در کار نیست..
نوشته شده توسط مانی نوروزی ۱۳۹۱/۰۵/۱۲
نویسنده: مانی نوروزی
منبع : سایت مانی وب

دسته‌بندی‌ها: دست نوشته مانی نوروزی

برچسب‌ها: ,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,

دیدگاه خود را ارسال کنید

آدرس ایمیل شما در هیچ‌جا منتشر نخواهد شد.

سوال امنیتی *

36 دیدگاه

  1. دیوانگی های دلم را به دل نگیر!

    دست خودش نیست !

    طفلک باور کرده بود دروغ دوست داشتنت را…!!!
    ————–
    سلام، مثه همیشه قشنگ بود و پراحساس…
    ممنون rose

    پاسخ
  2. سلام بازمثل همیشه. زیبا وپرازاحساس، دقیقاهمون حسی که این روزهادارم باهاش دستوپنجه نرم میکنم منم بهش میگم کمتربهونشوبگیرآخه ازکجابرات بیارمش اما دل دیگه حرف حساب سرش نمیشه!! هرروزمیگم امروزفراموش میکنم وبازفرداتکراردیروزوباهرطلوع دوباره عاشق تروتمام من میشوی…….بازهم ممنون بخاطرحس قشنگت

    پاسخ
  3. مسافر بی بدرقه من
    اینقدر بی صدا رفتی که از وداع جا ماندم
    باز به غیرت چشمانم که آبی پشت سرت ریختند . . .

    پاسخ
  4. پسری که تو را دوست داشته باشد تنت را عریان نمی کند…
    بانو…
    بلکه لباس عروس بر تنت می کند…
    بفهم، عشق اگر واقعا عشق بود لذت آن بوسه بر پیشانی خیلی بیشتر از لب دادن بود…
    اگر عشق واقعا عشق باشد همان دستانت را که میگیرد حتی برای یک لحظه دیوانه ات می کند و از برق چشمانش مست می شود احتیاج به آغوش و هم خوابی نیست…
    خلاصه رفیق سرت را درد نیاورم اگر عشقت مردانگی داشته باشد از روی یکدیگر هم لذت می برید چون مطمئن هستی جایت در میان قلبش ثابت و دست نخوردنی است….
    لازم نیست هر روز هفت قلم آرایش کنی که مبادا خوشگلتر از تو دلش راببرد….
    خیالت راحت است که تو باهمان قیافه و خود واقعی ات حاکم ذهن او هستی….
    این مطمئن بودن از رابطه یعنی بالیدن به خود و افتخار کردن به سرنوشت که یه مرد توی زندگی داری تا همیشه تکیه گاهته و یقین داری که تنها انتخابش توی زندگی توهستی و بس…

    پاسخ
  5. سلام مانی جانbatting eyelashesblushing این دست نوشته رودوسدارم مثل دست نوشته منو یادت هست؟!یه حسایی هست که توخیال نیست واقعیه..یه نکته این دست نوشته اینه که به عشق واحساس خودمون و کسی که باشنیدن اسمش قلبمون تندتندترمیکوبه ترهم نکنیم…ترهم تو عشق آدمارخرد میکنهsad خوشحالم که ترهم توزندگیه منوکسی که احساسم متعلق به اونه تواین مورد حساس جایی ندارهbatting eyelashes،ترهم تو عشق بی معنا و ویران کنندستno talkingat wits endو نکته مشترک این دست نوشته ک دوسش میدارمlove strucklove struck
    یه عشق،یه هم دل ، یه هم صحبت ، یه هم فکر ، یه هم احساس…
    مال کسی که اونم فقط مال من باشه. اونقدر بهم حس داشته باشه که وقتی دلم بغل بخواد خودش دستاشو باز کنه برای به آغوش کشیدنم. وقتی دلم یه بوسه عاشقونه می خواد میون حرف هام آروم بوسم کنه. نگاه های عاشقونش، آرامش وجودش کنارم، عاشق منblushinglove struck عاشق باروون ..^ــــــــ^love struckblushingbatting eyelashesبهله سلطان…batting eyelashesblushing

    پاسخ
  6. این دست نوشته رو از همه بیشتر دوست دارم چون کسی برام خواندش که الان برام عزیزترینه چون بهترین روز رو برام ساخت، بهترین لحظه رو، منی که از بارون بدم میومد اون روزم و انقدر قشنگ کرد که شد واسم بهترین، من و کسی کرد که چشمام به آسمونه که بارون بیاد که بوش بیاد که آخر هفته بیاد. ممنون.

    پاسخ
    • سلام هدیه جان.
      خوشحالم که دست نوشتم رو دوست دارید
      خوشحالم که با دست نوشتم زیبایی یک خاطره براتون تدایی می شه..
      خوشحالم که به بارون علاقه مند شدید..
      ورودتون رو به جمع همراهان سایت مانی وب تبریک می گم.ممنون از حضورتونroserose

      پاسخ
  7. قشنگترین دست نوشتت ب نظر من همین بود چوناحساس میکنم حسش واقعی بود … خیلی زیبا مینویسی .. آفرین

    پاسخ
  8. سلام مانی جان خوبی؟؟؟؟؟
    ببخشی دیر به دیر میام سر میزنم
    یه سوال داشتم چرا دست نوشته جدید ننوشتی؟
    دلم برا دست نوشته هات تنگ شدهااااااااااااااااااااا

    پاسخ
    • سلام مریمی..rose
      مرسی خوبم..خواهش می کنم خوب هر کسی مشکلات خودشو داره درک می کنم
      خوب همراه های سایت مانی وب یکم سرشون شلوغ شده..و مثل قبل همراه ثابت ندارم که دست نوشته های جدید بذارم….roserose

      پاسخ
  9. ۴:۲۵ بامداد…
    لب پنجره…آهنگی که واسم پر از عشق و خاطرست….کنار صدای بارون همون که مث یه راز و عهد بین من و عشقم بود….
    و این دست نوشته بهتره بگم دلنوشته ی زیبا…
    و دارم به این فکر میکنم که واقعا اشک رو آدم واسه هرکسی نمیریزه…
    واسه کسی میریزه که واسش همه کسه….

    پاسخ
  10. سلام خیلی پراحساس و زیبا نوشتی آقا مانی ولی نظر شخصی من اینه که عشق خیلی زیباست خیلی دوسداشتنی با تمام سختیهاش با تمام اذیتای طرف مقابلت با همه فکرای منفی و شدن ها و نشدنها….ولی عشق فقط اون نیس که دوتا آدم به هم برسن عشق فقط این نیس، عشق یعنی همه جوره عاشق باشی شبها وقتی دلت گرفته و معشوقتم اصلا خبر نداره براش دعا کنی بهش فکر کنی تو تمام لحضات زندگیت حتی اگه روح طرفتم خبر نداشته باشه عشق فقط به هم رسیدن نیس اتفاقا عشقایی که بهم نمیرسن جاودان میمونن برای همیشه تو قلب عاشق شعله ورن عشق یعنی خواستن همه خوبی ها و شادی های دنیا برای معشوقت حتی اگه اون تورو یادشم نباشه

    پاسخ